دوشنبه سی ام آذر 1388
برلین- اتاق صدا
۱- برلین
نوشتهی محمد یعقوبی،
بازیگر و کارگردان: سعید چنگیزیان
مونولوگ برلین درمورد مردی است که می خواهد راجع به برلین در تلویزیون صحبت کند. درست قبل از ابنکه عازم محل مصاحبه شود همسرش با او قهر کرده و در اتاق خواب را باز نمی کند. مرد به دلیل پوشش نامناسب مجبور می شود با چادر خانه را ترک کند. طبق عقاید مرد که از آزادی فکر و عقیده دفاع می کند و نوع پوشش زن و مرد را قانون خود ساخته ای توسط انسان ها می داند تصمیم می گیرد این قانون را بشکند . منتها خیلی از حرف ها گفته می شود به خیلی از موارد در فکر معتقد هستیم ولی در عمل مشکل است که پایبند افکارو عقایدمان باشیم چنانچه مرد علی رغم میل باطنی اش و با اکراه افکار خود را عملی می کند. دعوای مرد با زن بر سر این بود که وقتی از خواب بیدار می شوند زن متوجه می شود که مرد جنب می شود و به زنش می گوید که در خواب به زنان دیگر فکر کرده است و افکارش در اختیار خودش نبوده علاوه برآن در پاسخ به همسرش مبنی بر اینکه اگر ۵ سال به زندان برود او چه می کند مرد می گوید حتما با کس دیگری ارتباط برقرار می کند
آیزایا برلین (۶ ژوئن ۱۹۰۹ – ۵ نوامبر ۱۹۹۷) فیلسوف سیاسی معاصر بود که عمدهٔ شهرت وی به دلیل نظریهپردازی پیرامون لیبرالیسم است.
وی در خانوادهای متمول و یهودی در لتونی روسیه بهدنیا آمد. در سال ۱۹۲۱ بههمراه خانوارهاش به انگلستان مهاجرت کرد و در دانشگاه آکسفورد مشغول به تحصیل شد. وی بهجز دوسال اقامت در واشنگتن دیسی و چهار سال در مسکو بقیهٔ عمر خود را در آکسفورد گذراند.[۱]
اتاق صدا
نوشته رضا سرور، به کارگردانی محمد عاقبتی و با بازی رضا بهبودی
"اتاق صدا" داستان فردی است که به استخدام ادارهای درمیآید و به مرور زمان قربانی سیستمی میشود که در آن کار میکند.
یکشنبه بیست و دوم آذر 1388
رکوئيم موتسارت

رکوئیم در ر مینور، ک. 626 (1791)
رکوئیم، نوعي موسيقي مذهبي است که برای طلب آمرزش ارواح مردگان اجرا میشود. گرچه موتسارت پیش از به پایان رساندن آفرینش رکوئیم سترگش در گذشت، اما این اثر یکی از عالی ترین آثار مذهبی کرال دوره کلاسیک است. موتسارت در واپسین دو ماه زندگیش، نه (9) موومان کامل و بخشی از موومان دهم رکوئیم را ساخت. چنان که نقل کرده اند، موتسارت با وخیم شدن حالش هر چه بیشتر متقاعد شده بود که این اثر، رکوئیم مرگ خود او است و در بستر مرگ نیز کوشید تا آن را به پایان برساند.
پس از مرگ موتسارت، دوست و شاگردش فرانتز زاور زوسمایر به تکمیل طرح ناتمام او برای ارکستراسیون اثر، به پایان رساندن موومان ناتمام و افزودن چهار موومان دیگر به آن پرداخت. این که افزوده های زوسمایر تا چه اندازه منطبق با منظور و خواست موتسارت بوده است، بر ما آشکار نیست. شاید زوسمایر در این کار، طرح های ناتمام موتسارت را به کار گرفته باشد، طرح هایی که از میان رفته اند.
موتسارت تونالیته ر مینور رکوئیم را ملازم حالت هایی پیشگویانه، پر کشاکش و تراژیک قرارداده است.( او این تونالیته را در آغاز تیره و تار اوورتور اپرای دون ژوان و صحنه ظاهر شدن مجسمه فرمانده در پایان اپرا نیز به کار گرفته بود) وقار و شکوه این اثر با صداهای تیره و بم ارکستر، ژرفای بیشتر می یابد، ارکستری که فقط شامل هورن های باس (کلارینت های باس)|، باسون ها، ترومپت ها و ترومبون ها ( سازهای بادی مرسوم در آثار مذهبی)، تیمپانی، زهی ها و ارگ است و در آن فلوت و کلارینت که صدایی روشن تر دارند به کار نرفته است.
رکوئیم موتسارت دارای موومان هایی ویژه کر، تکخوان ها و آمیزه ای از هر دو است و در آن سبک هایی بس متنوع، از فوگ باروک گرفته تا بخش های کم و بیش اپرایی ویژه تکخوان ها یا گروهی از آوازخوانان، با یکدیگر پیوند خورده اند.
کنسرت مایستر: علی جعفری پویان
نوازنده و کر مایستر: آلوین آوانسیان
نوازنده تیمپانی: محمد پناهی نژاد
رهبری کر و ارکستر را علیرضا شفقی نژاد رهبر ثابت گروه بر عهده دارد.
خوانندگان سولو در این برنامه عبارتند از:
سوپرانو: مانا کاشیان
آلتو: شهناز خاکی نهاد، آناهیتا حسین زاده
تنور: علیرضا عبدالکریمی
باس: مهرداد بابائی، مجید گرامیان
جمعه در تالار وحدت کنسرت رکوئيم موتسارت و رکوئيم فوره راديدم و بسيار لذت بردم.

شنبه چهاردهم آذر 1388
آرش و سوگ سیاوش
در این نمایش، سمانه میرزاحسینی بعنوان بازیگر و عروسک گردان، سعیده میرزاحسینی و سیما میرزاحسینی طراح و سازنده عروسک و عروسک گردان حضور دارند.
نمایش «آرش» همان قصه آرش کمانگیر بوده که میرزاحسینی نمایشنامه را بازنویسی کرده است.داستان حمله به ایران زمین است که آرش برای حفظ خاک ایران زمین، تیری رها می کند .

سوگ سیاوش
نوشته صادق هاتفی و کارگردانی سیاوش تهمورث
طراحی صحنه نمایش خوب بود. وقتی وارد سالن می شوی ، مي تواني استکاني چاي بنوشي و حال و هواي قهوه خانه سنتي را تجربه کني.
داستان سياوش به نقل شاهنامه و روايت سياوش پسر صاحب قهوه خانه. سياوش امروزي براي بيننده مشخص نمي شود و اين گنگي تا آخر اجرا وجود دارد.
اما من از همان داستان سياوش اسطوره اي لذت بردم و گريه کردم.
سه شنبه دهم آذر 1388
من حرفی ندارم دنبالشو نگیر

کارگردان:آشا محرابی
سالن سایه ساعت 19 به مدت 75 دقیقه
نوشتهی فرهاد نقدعلی بر اساس دو داستان کوتاه از آلبرتوموراویا
بازیگران:سینا رازانی، الهام جعفرنژاد، علا حسینی، امیر جوشقانی، نسیم ادبی و پریسا مقتدی
داستان اول: زندگی زن و شوهری که در آن مرد سوگند یاد کرده لحظه ای همسرش را ترک نگوید. این ارتباط تهوع آور موجب ترک زن از زندگی مشترک می شود.
داستان دوم: زندگی زن و شوهری که در آن زن و مرد مدام با هم بر سر همه مسائل جر و بحث می کنند. زن به نحوی کاملاْ تصادفی می میرد و مرد نیز برای اثبات حرف هایش خودکشی می کند تا در دنیای دیگر حقانیت خود را به همسرش اثبات کند.
از دیدن این نمایش لذت بردم. بازی بازیگرانش خیلی خوب بود. موضوع نمایشنامه نیز خیلی خوب بود.
پنجشنبه پنجم آذر 1388
جن گير
-14Nov09110037am.jpg)
نوشته و کارگردانی کوروش نریمانی
سالن قشقايي
آقای"جنابی" خیاط ( سيامک صفري) و همسرش پری ( ژاله صامتي ) در حال دوخت و دوز برای"فرا دنبه"صاحبکار خود هستند که تصمیم دارد شوی لباس برپا کند.
در همان ابتداي شروع نمايش دو جن در صحنه حضور مي يابند و شب ها نيز بچه هايشان به اين جمع اضافه شده و مشغول رقص و شادماني مي شوند. حضور جن ها در صحنه و مواجه زوج نمايش با آنها موقعيت هاي طنزي را بوجود مي آورد.
به نظر مي آيد که اين نمايش خيلي سريع به روي صحنه آمده و شخصيت پردازي خيلي خوبي ندارد. سيامک صفري ، بازيگر توانمند که من به شخصه شيفته بازيگريش هستم ، نقشي تکراري را بازي مي کند.
در کل نمايش متوسطي بود.
سه شنبه سوم آذر 1388
تراژدی با کمدی اضافه
-02Nov09121002pm.jpg)
به کارگردانی اسماعیل شفیعی
تالار مولوی
بر اساس نوشته آنتون چخوف
اپیزود اول "آواز قو" نام دارد؛ بازیگر پیری به نام "واسیلی واسیلیچ" به همراه سوفلر در صحنه نمایش شبی را با هم می گذرانند
اپیزود دوم "بازیگر ناخواسته تراژدی" نام دارد که درد دلهای یک مشاور عالی دولتی به نمایش گذاشته میشود. برخلاف موقعیت اجتماعی و کاری خویش که باید در سطحی عالی از احترام برخوردار باشد، عملاً در شرايطي برعکس که همسر و اطرافيانش برايش بوجود آورده اند تصميم به خودکشي گرفته است.
جمعه بیست و نهم آبان 1388
به یاد پرویز مشکاتیان

كنسرت سالار عقيلي به ياد پرويز مشكاتيان در تالار وحدت
خیلی لذت بردم.
جمعه بیست و نهم آبان 1388
کتاب قانون

دوهفته پیش عروسی یکی از همکارانم دعوت شدم. پرواز به دلیل به حد نصاب نرسیدن مسافران کنسل شد، به جاش رفتم سینما ، چهارتا فیلم دیدم . اولیش کتاب قانون بود. خوشم اومد. اینکه در اینجا مطابق کتاب مقدسمان زندگی نمی کنیم و اگر بخوای طبق اصول ساده انسانی زندگی کنی ، اکثریت نمی پذیرند.

دومی " صداها " بود. از این یکی هم خوشم اومد. شبیه Memento 2000 البته بلاتشبیه. در حد خیلی اندک. از این نظر که از آخر فیلم می رفت اولش و بتدریج اطلاعات می داد.

سومی " دو خواهر " بود. دری وری بود.

و بلاخره چهارمی " نیش زنبور " بود. خندیدم.

اسبهای پشت پنجره.
نوشته ماتئی ویسنییک نمایشنامهنویس اهل رومانی و تبعه فرانسه.
کارگردان:روحالله جعفری
نمایشی متشکل از سه اپیزود که در همه آنها حضور یک زن، یک مرد و تصور ذهنی حضور اسب روایت می شوند و پایان هر یک از این قسمت ها ، شروع قسمت بعدی است.اسب به عنوان نمادی از حقیقت مردانگی همواره در جنگی عبث، پشت پنجرهها، مورد اشاره قرار میگیرد و مرد به عنوان تجسم واقعیت این نماد توسط زنهای نمایش تیمار میشود.
پنجشنبه هفتم آبان 1388
لیرشاه

کارگاه نمایش . ساعت ۱۸
نویسنده:حمیدرضا نعیمی ( اقتباس از اثر جاودانه ویلیام شکسپیر)
کارگردان: آرش دادگر
بازیگران: سعیده آجرلی مهران امام بخش رضا بهبودی آرش دادگر خسروشهراز
یعقوب صباحی سپیده صباغ امین طباطبایی بهروز کاظمی بهناز نازی حمیدرضا نعیمی
جوادنمکی
وقتی بیرون سالن بودیم صدای آهنگ "«به ما اهمیتی نمی دن» They Don't Care About Us " مایکل جکسون می شنیدیم. از همین جاش جالب بود. لیرشاه شکسپیر چه ربطی به مایکل جکسون داره ؟
سه شنبه پنجم آبان 1388
عشق لرزه
نمایش”عشق لرزه” نوشته اریک امانوئل اشمیت به کارگردانی سهراب سلیمی
با بازی "پیام دهکردی "،" ناهید مسلمی" ،" افسانه ماهیان" ،" نسیم ادبی" و" بهناز جعفری "
دیگر نمايشهاي اریک امانوئل اشمیت "خرده جنايتهاي زن و شوهري"، "نواي اسرار آميز" و "مهمانسراي دو دنيا"، "عشق لرزه" (Le Tectonique Des Sentiments)
رابطه ديان و ريچارد که عاشقانه يکديگر را دوست مي دارند اما به واسطه غرورشان از ابراز عشق پرهيز مي کنند. دیان از سر غرورش به تقاضاي چندباره ازدواج ريچارد پاسخ منفي داده و در پاسخ مادرش که علت را جويا مي شود اظهار مي کند که درست است او پاسخ منفي مي دهد ولي ريچارد بايد پافشاري کند و جواب منفي او را جدي نگيرد. شبي ديان به واسطه افکار منفي و ترديدي که نسبت به عشق ريچارد در ذهنش پديدار شده اين موضوع را به شکلي غيرمستقيم با او مطرح مي کند. ريچارد مهر تأييدي بر ترديد ديان مي نشاند . ديان با موضوعي که از آن مي هراسيد مواجه مي شود؛ عشق ريچارد دچار تزلزل شده است و مي خواهد که شکل رابطه شان تغيير کند. به يکباره زلزله اي در درون ديان رخ مي دهد و پس از آن از سر انتقام دست به اقدامي مي زند که د نهايت موجب پشيماني شديدش مي گردد. ديان به زني خياباني، به نام الينا، پول مي دهد تا ريچارد را عاشق خود کند. عشق ريچارد و الينا شکل مي گيرد و به ازدواج ختم مي شود. پس از آن ديان حقيقت را به ريچارد مي گويد. ريچارد زندگي مشترکش را به طور موقت ترک مي گويد ولي پس از مدتي به دليل عشق واقعي الينا، دوباره تصميم به زندگي با او مي گيرد. در آخر نمايش ريچارد به ديان اعتراف مي کند که در مورد عشقش دروغ گفته، و در حقيقت عاشق ديان بوده اما به دليل غرورش، به دروغ سردي ارتباط و احساسش نسبت به ديان را تأييد نموده است. ديان از او مي خواهد که رابطه را از نو آغاز کنند ولي هم او هم ريچارد مي دانند که براي شروعي دوباره، وقتي نمانده است.
در واقع "عشق لرزه" نمايشي درباره صداقت و راستی در عشق است که از یک سو دیان، با شناخت اشتباه احساساتش آن را در مسیری اشتباه قرار داده و از سوی دیگر الینا با حسی خاص و انسانی در مسیر آن قرار میگیرد.
طراحی صحنه نمایش از یک سکوی دایره ای شکل که در میانه آن خالی بود تشکیل شده و شيب دار مي باشد. در انتهاي نمايش خواست ديان از ريچارد بازگشت به نقطه آغازين است که همه اين وقايع روي سطح شيبدار دايره اي شکل رخ مي دهد. شيب نشان از تعليق و حس تزلزل و ناامني روابط مي باشد.
بازيگران ، بازي هاي قابل قبولي را به نمايش گذاشتند ولي با اين وجود نقش هاي فرعي بهتر از نقش هاي اصلي اجرا به چشم مي آيند.

