.jpg)
.jpg)

.jpg)
.jpg)
.jpg)
پنج شنبه نمایش "خداحافظ" را در تالارمولوی درساعت ۱۹ دیدم. مدت اجرا ۵۰ دقیقه بود. نویسنده نمایش محمد یعقوبی و کارگردان خانم آیدا کیخایی است. نمایش چهار اپیزود دارد.
اپیزود اول:خداحافظ
مکان: سوئیت شماره ی ۲۷، هتل دریا، بندرانزلی
زمان: چهارشنبه ۷/۱/۱۳۸۷
آهو (آیلین کیخایی ) و رامین ( رضا اخلاقی )
آهو با همسرش مجادله و بحث می کند و تصمیم می گیرد که برای همیشه خداحافظی کند و درصورتی که همسرش به او بگوید پهلوی من بمان و مرا ترک نکن، از تصمیمش منصرف می شود. منتها غرور همسرش بیش از آن است که نیاز خود را به زبان بیاورد.
اپیزود دوم: روز دروغ
مکان: سوئیت شماره ی۲۷، هتل دریا، بندرانزلی
زمان: دوشنبه ۱۲/۱/۱۳۸۷
لیلی ( فهیمه امن زاده) و مهیار (محمد زیگساری )
لیلی همراه با نواری که صدای یک زن را پخش می کند، مدیتیشن می کند. مهیار پشت میز نشسته و به حرکات همسرش لبخند می زند. بعد از تمام شدن مدیتیشن لیلی، همسرش شروع به بهانه گیری می کند و به این نتیجه می رسد که باید از هم جدا شوند. دختر ابتدا شروع به مخالفت می کند ولی بعد به نتیجه همسرش می رسد. در این لحظه همسرش به او می گوید که همه حرفا دروغ بوده به خاطر اینکه در روزنامه نوشته در روز اول آوریل رسم است که دروغ می گویند. بعد از این حرف دیگر لیلی حاضر نیست با مهیار زندگی کند. ولی بعد از چند دقیقه لیلی می گوید اونیز دروغ گفته است.
اپیزود سوم: تو با همه فرق داری خوشگل من
مکان: سوئیت شماره ی ۲۷، هتل دریا، بندرانزلی
زمان: چهارشنبه ۲۶/۴/۱۳۸۷
رویا(فرانک کلانتر) و بهزاد(محمدعسکری)
بهزاد وکیل است و زمانی که آن دو در حال آماده شدن برای بیرون رفتن هستند، دختری که بهزاد قبل ازدواج عاشق او بوده به او زنگ می زند و می گوید که از همسرش می خواهد جدا شود و وقت ملاقاتی از بهزاد می خواست تا او وکیلش شود. رویا از عشق همسرش به آن خانم اطلاع دارد. از بهزاد می خواهد که در حضور او همان موقع تلفنی بگوید که وقت وکالت او را ندارد ولی بهزاد حاضر نیست این کار را بکند.
اپیزود چهارم: پیراهن روح
مکان: سوئیت شماره ی ۲۷، هتل دریا، بندرانزلی
زمان: پنج شنبه ۲۸/۶/۱۳۸۷
شیوا(لیلا برخورداری) و آرش (آرش عباسی )
آرش دچار جنون آنی شده و می خواست خودش و همسرش را بکشد. شیوا می ترسد که از بعد از این حادثه در کنار آرش زندگی کند و با وجود تمام اصرارهای آرش، بازهم شیوا خداحافظی می کند.
نگاهي به نمايش"خداحافظ" نوشته محمد يعقوبي به کارگرداني آيدا کيخايي
رحيم عبدالرحيمزاده:
کارگرداني در تئاتر به شکل عميق و گسترده به مفهومي به نام ميزانسن گره خورده است به نحوي که بخش عمدهاي از تفکر کارگردان از طريق ميزانسن به مخاطب منتقل ميشود و حتي ميزانسن را ميتوان مهمترين ابزار يک کارگردان دانست.
ميزانسن برخلاف تفکر رايجي که درباره آن وجود دارد تنها در طراحي حرکت توسط کارگردان خلاصه نميشود بلکه هر آن چه که روي صحنه قرار ميگيرد از نحوه چينش دکور گرفته تا چينش بازيگران و حتي تماشاگران از نحوه قرارگيري نورها گرفته تا حرکات بازيگران اعم از حرکات در جايي و حرکات جابهجايي، در حوزه گسترده ميزانسن قرار ميگيرد چنانکه مفهوم واژه نيز که واژهاي فرانسوي است دال بر چنين مفهومي است و ميزانسن در زبان فرانسوي به معني گذاشتن بر صحنه است و اهميت ميزانسن زماني آشکار ميشود که در زبان فرانسوي به کارگردان متورانسن ميگويند يعني کسي که بر صحنه ميچيند.
از سوي ديگر ميزانس در رابطه با متن معنا پيدا ميکند و در واقع ميتوان ميزانسن را عامل اصلي تصويري کردن و به اجرا درآوردن متن به شمار آورد.
يکي از برجستهترين ويژگيهاي متون يعقوبي استفاده دراماتيک وي از تکنيکهايي است که کمتر در ادبيات نمايشي تجربه شدهاند و بيشتر متعلق به ادبيات داستاني هستند اما يعقوبي به خوبي از اين تکنيکها در آثارش بهره ميگيرد اما همين نکته باعث شده است که کارگرداني آثار يعقوبي دشواريهاي خاص خود را داشته باشد چرا که اين تکنيکها به سختي تن به ميزانسن ميدهند و شايد به همين دليل باشد که يعقوبي نويسنده در مقام کارگردان آثار خود را به صحنه ميبرد.
يکي از تکنيکهايي که يعقوبي در نمايشنامه"خداحافظ" به کار ميگيرد استفاده از عنصر تکرار است. اما اين تکرار در نمايشنامه منجر به ايجاد يک ريتم خاص ميشود چرا که در عين همساني چهار زوج موجود در نمايشنامه و در عين همساني درگيريها و مشکلاتشان يعقوبي با چرخشهايي ظريف تفاوتهايي را ميان شخصيتها ايجاد ميکند و به مشکلات هر کدام از آنها هويتي خاص ميبخشد. اين تنوع در عين تکرار منجر به ايجاد ريتمي خوشايند در اين نمايشنامه ميشود.
اما عنصر تکرار در کارگرداني کيخايي از اين متن باعث يک نواختي اثر شده و به دليل عدم درک صحيح ميزانسن در ورطه کسالت ميافتد.
مهمترين لطمهاي که کيخايي از ميزانسن اثرش ميخورد به نحوه چينش ابزار و دکور بازميگردد به نحوي که حضور دکورهايي بعضاً زايد که بخش عمدهاي از صحنه کوچک تالار را گرفتهاند و چينش آنها در جلوي صحنه عملاً دامنه حرکتي بازيگران را بسيار محدود ميکند و از سوي ديگر چون دکور به بسياري از حرکات کارگردان جهت ميدهد باعث ميشود معضل دوم ميزانس در اين اثر خود را نشان دهد که حرکات تکراري بازيگران است.
عمده حرکات اين اجرا از 3 حرکت تجاوز نميکند که عبارتند از:
1- رفت و آمد مکرر بازيگران در ميان دو در
2- نشستن در مقابل ميز و رد و بدل کردن ديالوگ
3- بازي در مقابل آينه
و آن چه تکرار و يکنواختي را در اين حرکات مضاعف ميکند در اين است که تمام اين حرکات در دو سوم جلوي صحنه اتفاق ميافتد و بکگراند در طول اجرا تقريباً بياستفاده ميماند. اين در حالي است که بکگراند خالي از دکور است که خود ميتوانست دامنه حرکتي گستردهاي را براي بازيگران فراهم آورد اما به دليل نحوه چينش دکور که راهي براي حرکت در آن جا باقي نميگذاشت و همچنين نديده گرفتن کارگردان اين امکان براي تنوع حرکتي از دست ميرود.
اين فقر حرکتي باعث ميشود که يکي از مهمترين وظايف ميزانسن يعني خلق فضا به انجام نرسد. نمايش در چهار اپيزود در مکان واحد اما در چهار زمان مختلف اتفاق ميافتد. اما اين استفاده از زمان را ما تنها از طريق بروشور نمايش درمييابيم و در عمل و در فضاي نمايش هيچ نشانهاي بر اين چهار تغيير زمان و فضاي دروني وجود ندارد. اين نحوه تاکيد بر زمان اتفاقاً يکي از همان تکنيکهاي داستاني يعقوبي است که کارگردان موفق به نشان دادن آن نميشود هر چند نبايد از حق گذشت که نشان دادن آن دشواريهاي خاص خود را نيز دارد.
هر چند بازي خوب و قابل قبول بازيگران و سعي کارگردان در شخصيتپردازي تا حدودي به اين تفکيک فضا کمک ميکند اما در عمل و از طريق ميزانسن، کارگردان نميتواند به اين مهم دست يابد.
در واقع ميتوان گفت اگر کارگردان تلاشي را که در راستاي صحيح ادا کردن ديالوگها و همچنين شخصيتپردازي درست به کار برده بود در راستاي خلق حرکت اعم از حرکات مبتني بر جابهجايي و يا حرکات در جا نيز به کار ميبرد، شايد ميتوانست به همان چرخشهاي ظريف يعقوبي در عين تکرار دست يابد. اما کارگردان آن چنان در چنبره متن و ديالوگهاي آن اسير ميماند که از عامل مهم ميزانسن و بصري کردن فضاي متن درميماند.