Auf der anderen Seite2007

The Edge of Heaven

کارگردان:Fatih Akin  

فیلمی بسیار زیبا. فیلم با صحنه های پایانی فیلم آغاز می شود و مجدداً در انتهای فیلم آن صحنه ها را می بینیم. انگار که کل فیلم در دایره ای بسته می گذرد. از پاره ای جهات مرا به یاد فیلم زیبای   Amores perros 2000  می انداخت. حکایت سرگشتگی انسان ها و جستجوی همیشگی شان. پدری تنها در جستجوی یک زن. زن در جستجوی دخترش. پسر در جستجوی همان دختر. دختر در جستجوی مادرش. دوست دختر در جستجوی دختر. مادر دوست دختر در جستجوی دخترش. همه این جستجوها به دنبال هم و بعضی از آنها همزمان. فیلم بسیار خوبی بود.

کابوس‌هاي پير مرد بازنشسته خائن ترسو

ساعت اجرا:۱۸ سالن قشقایی مجموعه تئاترشهر

کارگردان:نادر برهاني مرند

بازیگران:امير جعفري، مجيد صالحي، علي ضرابي، امير دلاوري، ریما رامين فر، شيوا ابراهيمي، ستاره پسياني، افسانه ماهيان و ايوب آقاخاني

نمایش بسیار خوبی است. حکایت خانواده ای مشتمل بر دو پسر،دو دختر ، یک عروس و یک پسر خانواده که در حادثه یازده سپتامبر زندانی شده و سپس می میرد، به همراه مادر خانواده و پدربزرگ که نقش اورا امیرجعفری ایفا می کردو بالاخره  پدر خانواده که نقش اصلی را داشت. پدر خانواده ساعاتی قبل از سال تحویل به قصد خرید ماهی سفره هفت سین خانه را ترک می کند و طی حادثه ای کشته می شود ولی روح او در خانه حضور می یابد و به مقاطعی از زمان در گذشته رجعت می کند و شاهد ظلمی می شود که در حق تک تک اعضای خانواده اش روا داشته.

کوکوي کبوتران حرم

ساعت ۲۰ سالن چهارسو در مجموعه تئاترشهر

کارگردان: علیرضا نادری

بازیگران:ناهيد مسلمي، بهناز جعفري، افسانه ماهيان، شبنم مقدمي، نسيم ادبي، پريسا مقتدي، شهين صالحي، پونه عبدالکريم‌زاده، فهيمه امن‌زاده، ژاله صامتي، نوشين حسن‌زاده و شهره سلطاني

نمایش خیلی خوبی است. ابتکار نمایش در این بود که صحنه نمایش با شیشه ای که به صورت سراسری جلوی آن قرارگرفته بود به صورتی دیواری مانع از شنیدن صدای بازیگران می شد و تنها از طریق هدفون که دراختیار تک تک تماشاگران قرارداشت قابل شنیدن بود. ما همچون همسایگانی در مقابل پنجره زائرسرا شاهد بازی و اقامت چندروزه آنها در مشهد بودیم و صدایشان را دزدانه از طریق هدفون می شنیدیم. به اینگونه ما نیز جزئی از نمایش آنها شده بودیم. چند زن که با هم نسبت خویشاوندی نیز داشتند به قصد زیارت به مشهد آمده بودند و همین گردهمایی بهانه ای برای برملاشدن رازها و درددل های آنها بود. بازی بازیگران بسیار زیبا و دلنشین بود.

آمادئوس

ساعت ۱۹:۳۰ سالن اصلی تئاتر شهر

کارگردان: منیژه محامدی.

بازیگران: محمد اسکندری، مهوش افشارپناه، ارژنگ امیرفضلی، محمد شیری، مجید جعفری، فرناز رهنما، سام کبودوند، محمد نادری، محمود لاچینی، افشین رهنما، داریوش برزگر، سارا زرین کفش، رسول صفری، فرزین نوبرانی، هدیه کیشی پور، علی ولی نیا، غزاله محمدی، مریم ذبیحی، حامد الهامی، مهرناز حق جو، مونا ارسطو و بنفشه موسوی

اگر فیلم Amadeus 1984بهتر است به دیدن این نمایش نروید. اجرای خوبی نبود. در تقابل آنتونيوسالي يري با موتسارت، شخصی که باید نمود بیشتری می یافت موتسارت بود درحالیکه در این نمایش برعکس این وجه منفی نمایش بود که مرکز ثقل اجرا بود و تأکید نمایش به جای اینکه بر نبوغ و عظمت موتسارت باشد بیشتر معطوف  پررنگ کردن نقاط ضعف او می گردد. نکته منفی دیگر طراحی صحنه نمایش بود که صحنه خالی نمایش آزاردهنده بود. حتی از یک پیانو هم استفاده نشده بود و موتسارت در نمایش برای نشان دادن پیانو زدن انگشتانش را در هوا حرکت می داد و ادای پیانوزدن را در می آورد. ازجمله نقاط ضعف مهم دیگر، بازی بازیگران بود ، بویژه بازی ضعیف ارژنگ امیرفضلی در نقش موتسارت که فقط در حال دلقک بازی بود و چهره ای بسیار سخیف از این نابغه بزرگ ارائه می داد.

Slumdog Millionaire

Slumdog Millionaire 2008

فیلمی بسیار تأثیرگذار. اونقدر که هرموقع یاد یکی از صحنه هاش می افتم می خوام بلند بلند گریه کنم. یعنی امروز سر کار دقیقاً همین اتفاق برام افتاد.

بچه ها خیلی معصومن . اونقدر پاک و معصوم که وقتی یاد بلاهایی که تو این فیلم سرشون میاد می افتم اعصابم داغون می شه اینکه فکر کنم همین الان یعالمه بچه همین شرایط رو دارن و اصلاچطور آدما دلشون میاد این رفتارا داشته باشن. روغن داغ بریزن تو چشم یه بچه ای که صداش خوبه و بعد مجبور بشه تا آخر عمر از راه خوندن آواز گدایی کنه خیلی تلخه وحشتناکه. چقدر این بچه ها پاک و معصومن . چقدر وقتی یه چیزی رو می خوان براش از ته دل تلاش می کنن. یه صحنه ای هست که منو دیوونه می کنه وقتی یادش می افتم. یه بچه ۵،۶ ساله .هندی. به شدت فقیر. عاشق آمیتا باچان . توی یه دستشویی گیر کرده بود. دستشویی که چه عرض کنم یه آلونک چوبی که کف اون یه سوراخه برای دفع . این اتاقک چوبی با زمین فاصله داره. می شه از توی اون سوراخ پرید وسط یه عالمه کثافت و از اتاقک خارج شد وقتی که در اتاقک بسته س و راهی برای بیرون رفتن نیست. همه دادو فریاد می کنن که آمیتاباچان با یه هلیکوپتر اونجا می خواد فرود بیاد. این پسر تو اون اتاقک گیر کرده. توی یه دستش عکس آمیتاباچان و با دست دیگرش دماغش رو می گیره می پره تو اون همه کثافت بعدش با همون وضع درحالیکه سعی کرده بوده عکس سالم بمونه خودش را از بین جمعیت می رسونه به آمیتا باچان و ازش امضا می گیره.  این صحنه به شدت منو ناراحت می کنه و حرکت این پسر عجیب بود بعدش برادرش به یه ترفندی عکس رو ازش می گیره و امضا رو می فروشه. این فقط یه قسمت کمی از فیلم بود. کل فیلم جریان شرکت کردن یه پسر هندی در یک مسابقه بود با عنوان چگونه می توان یک میلیونر شد؟ جایزه نهایی مسابقه بیست میلیون روپیه بود. در طول این مسابقه ، زندگی این پسر به طرز بسیار خلاقانه ای نشان داده می شود.

Vicky Cristina Barcelona

 

Vicky Cristina Barcelona 2008

خیلی عالی بود. حتماً این فیلم خیلی خوب از  Woody Allen را ببینید

چطور آدم روی یک عقیده اش پافشاری می کند و دقیقاً تو موقعیتی قرار می گیره که عکس اون عقیده اش عمل می کند

Seven Pounds

Seven Pounds2008

وقتی عاشق یک نفر هستی بعدش دقیقاْ خودت باعث مرگش می شی. نه فقط اون آدم بلکه هفت نفر دیگه، از زنده بودن خودت شرمنده اي . کاري که مي توني بکني اينکه بعضي از اعضاي بدنت را که خدا در شش ثانيه آنها را آفريده ببخشي تا به شکلي ديگر در اين دنيا زندگي کني و باعث بشي که چند نفر به حياتشان ادامه دهند.