ماه زدگان

نویسنده: علی دنیوی ساروی. کارگردان: بهرام تشکر. بازیگران: تینو صالحی. بهنام تشکر. سام کبودوند.

یادداشت کارگردان: همه آن چه می بینید شاید تنها گفتگویی است از شرم و ترس حاکم بر زمین که در سایه زیبایی فروخفته است.

مردی (سام کبودوند) چمدان به دست وارد مسافر خانه ای می شود . بهنام تشکر ساکن آن مسافر خانه است. سام به دنبال برادرش به آن شهر آمده و برای اقامت سر از آن مسافرخانه در آورده . بهنام و تینو در آن مسافرخانه ساکن هستند. بهنام ادعا می کند که فیلسوف است و حرکاتی عجیب و غریب از او سر می زند . سام از این حرکات به هراس میفتد و منتظر فرصتی است تا از آن اتاق فرار کند. تینو با لباس و حرکاتی عجیب درحالیکه هدفونی به گوش دارد وارد می شود . سام عکسی از برادرش را به آنها نشان می دهد . باکمال تعجب می بیند که عکسی مشابه نیز دست تینو است. می فهمد که تینو برادرش است و درواقع بهنام او را مسخ کرده و گذشته و هویت او را از او گرفته است و قصد دارد که همین کار را با سام نیز انجام دهد. درآخر نمایش پنج در که در انتهای صحنه نمایش قراردارند باهم باز می شوند و پنج نفر دیگر نیز مانند سام در ابتدای نمایش می خواهند که وارد آن مسافرخانه شوند و این ماجرا ادامه دارد.

دیدن این نمایش  را به هیچ عنوان توصیه نمی کنم . درواقع خودم اشتباه کردم که بدون خواندن یک نقد از این نمایش به دیدنش رفتم و وقتم را تلف نمودم.

مردی که حرف می زند

نویسنده: محمد چرم شیر کارگردان عباس غفاری بازیگر افشین هاشمی

این نمایش در سالن انتظار تالار چهارسو و سایه اجرا شد. امشب ۳ تیر آخرین شب اجرای آن است. ساعت اجرا ۶ می باشد. افشین هاشمی بین شلوغی سالن انتظار که عده ای مشغول خوردن ، عده ای در رفت و آمد هستند خود را معرفی می کند و به این ترتیب نمایش شروع می شود. او می گوید که نمی خواهد این مونولوگ را اجرا کند و از این بابت از تماشاگران عذر می خواهد. عده ای معترض میشوند و علت این امتناع را می پرسند. افشین در پاسخ به این چراها ، خبری از یک روزنامه و همچنین خبری از مجله را می خواند . مردی به صورت زنی که دوست دارد اسید پاشیده است. افشین در نمایش قرار است نقش لارنس در نمایش رومئو و ژولیت را بازی کند صحنه ای که آن دو دلباخته مرده اند و لارنس قرار است با خانواده آنها گفتگو کند. افشین می گوید که نمی خواهد این نمایش دروغین و احمقانه را بازی کند. شکسپیر و چرمشیر را متهم به دروغگویی می کند  و ادعا می کند که شکسپیر این داستان را نه از واقعیت بلکه از تخلیل گرفته و این داستان دروغی بیش نیست. حداقل رومئو و ژولیت های امروزی به این شکل احمقانه رفتار نمی کنند.

جالب اینجاست که تماشاگران حتی پس از پایان نمایش نیز هنوز منتظر دیدن نمایش بودند و نمایشی که شاهد آن بودند را واقعیت پنداشتند و مدام اعتراض می کردند که چرا وقتشان تلف شده است. یکی ازتماشاگران که خیلی جدی گفت که اگر فردا بیاید و همین حرف ها را از افشین هاشمی بشنود می فهمد که افشین دروغ گفته است!!! و این یک نمایش بوده که او دیده  و او را شدیدا به چالش کشید . نزدیک بود  دیشب بین تماشاچیان هم دعوایی اتفاق بیفتد.

من از دیدن این نمایش که به واقعیت پهلو می زد و تماشاچیان مرز میان نمایش و واقعیت را از هم تشخیص نمی دادند خیلی لذت بردم.

گلن گری گلن راس

نویسنده: دیوید ممت

کارگردان: پارسا پیروزفر

بازیگران: رضا بهبودی در نقش شلی لوین. مسعود میرطاهری در نقش جان ویلیامسون. هومن برق نورد در نقش دیو ماس. سیاوش چراغی پور در نقش جرج آرونو. پارسا پیروزفر در نقش ریچارد روما. مهدی میلانی در نقش جیمز لینگ. ایوب محمودنیا در نقش جیمز لینگ. پوریا میاندهی در نقش بیلن.

شیکاگو. سال های آغازین دهه ۱۹۸۰ . میچ و موری ، روسای یک دفتر مشاورین املاک ، برای بالا بردن سطح فروش، مسابقه ای بین فروشندگان دفتر برگزار کرده اند. مسابقه ای که در آن موفق ترین فروشنده، برنده یک عدد کادیلاک می شود و دو نفر آخر اخراج خواهند شد. ظاهرا راهی جز دروغ، رشوه و کلاه برداری و تقلب در این رقابت سخت وجود ندارد .

صحنه اول شلی و جان در رستورانی هستند و شلی سعی دارد که از جان اسامی خریداران بالقوه خیلی خوب را بگیرد. پس از اصرار فراوان شلی، جان در ازای هر اسم ، ۵۰ دلار و شراکت در ۲۰ درصد کارمزد شلی حاضر می شود که دو اسم در اختیار او بگذارد. صحنه بعد دیو و جرج بازهم در یک رستوران . دیو نقشه دستبرد اسامی را از دفتر به جرج پیشنهاد می دهد و از او می خواهد که در این دزدی او را همراهی کند.صحنه بعد ریچارد در حال صحبت با جیمز است . ریچارد ، جیمز را وادار به خرید یک قطعه زمین می کند.  صحنه بعد دفتر آشفته میچ و موری را نشان می دهد . ریچارد که اسمش به عنوان  فروشنده اول در تخته سیاه نوشته شده مدام از قراردادهایی که از مشتریانش امضا گرفته از جان سوال می کند و خیلی کلافه است. پلیس برای بازجویی به دفتر آمده و یکی یکی از فروشندگان بازجویی می کند. جان طی یک مکالمه با شلی می فهمد که شلی با همکاری دیو به دفتر دستبرد زده و او را تحویل پلیس می دهد اما در آخرین گفتگو بین ریچارد و جان، ریچارد به جان می گوید که من در تمامی اسامی شلی ۵۰ درصد شریک هستم و این حس که در این دستبرد خود جان و ریچارد نیز سهیم بوده اندبرایمان به وجود می آید.

 زمان نمایش ساعت یک ربع به هشت تا نه و ربع بود ولی این مدت را احساس نکردم و نمایش حسابی درگیرم کرد.

تماشاخانه ی ایرانشهر. سالن شماره یک

تی کی تا کا

نویسنده، طراح و کارگردان : آتیلا پسیانی

بازیگران: آتیلا پسیانی و خسرو پسیانی

تیکی تاکا تکنیک بازی فوتبال به شیوه اسپانیایی است. پاس های سریع و کوتاه با شناخت از توانایی  همبازی در اوج همراهی با او.

سامی که به تازگی به ایران نزد پدرش آمده قصد داره تغییر جنسیت دهد. مادرش که در آمریکا زندگی می کند از این موضوع بی خبر است. پدر در مواجه با این خبر و دیدار پسرش پس از چندین سال دچار سردگمی است و نمی داند چطور با این موضوع کنار بیاید. وقتی با هم سالاد درست می کنند و موقع صرف آن سامی سعی می کند به درک متقابل هم کمک کند و از پدرش می خواهد که به جای قضاوت او ، او را درک کند.

شن

نویسنده و کارگردان: کتایون حسین زاده

بازیگران: الهام پاوه نژاد . پریزاد سیف

یادداشت کارگردان: میان دو دیوار ایستاده ام . یک سو صخره های عظیم ناشناخته ی جهان دیگرم و دیگر سو سد سخت گذشته ی این جهانم. می خواهم زندگی کنم، اما نه به صخره نزدیکم و نه فراتر از سد را می بینم ، من در میانه مانده ام.  روحم تشنه ی شادی است و تنم خسته ی راه های رفته. کاش بال هایی بود تا مرا به فراز گذشته ها و آینده ها پرواز می داد. من مانده ام اما می دانم که در آن بالا آسمانی هست و آفتابی و دل هایی که هنوز از عشق لبریزند!

دو زن که در کلبه ای در کنار ساحل خود را حبس کرده اند. یکی از آن دو که لباس عروسی بر تن کرده در حادثه تصادف همسر و فرزندانش را از دست داده و دیگر قادر به زندگی در دنیای واقعی نیست و آن دیگری که همسرش به او خیانت کرده است. آن دو برای فرار از اندوه و مشکلات زندگی به اتاقی در میان شن ها پناه برده اند . اتاق در زیر شن مدفون می شود . شن ها به داخل اتاق نفوذ می کنند و آن دو در زیر شن ها زنده به گور می شوند.

شاهزاده اندوه

نویسنده : محمد چرم شیر. کارگردان : محمد عاقبتی. بازیگر: افشین هاشمی

زمان اجرا: ۲۰ خرداد ۱۳۹۰ مکان اجرا: تالار انتظامی خانه ی هنرمندان ایران

صحنه نمایش یک میز که بر روی آن چمدانی قرارداشت. افشین هاشمی از داخل چمدان حیوانات کوچک اسباب بازی را یک یک بیرون می آورد و معرفی می کرد. فیل مادرش بود. دایناسور عمویش بود. شیر پدرش بود. ماجرا ، ماجرای هملت و داستان خیانت مادر به پدر و ازدواجش با عموی هملت به روایتی از دید محمد چرم شیر بود.

 

برنامه دومین فستیوال مونولوگ های گروه لیو در تابستان به شرح زیر می باشد:

منو طلخک

نویسنده و کارگردان: نیما دهقانی
بازیگر : علی رضا  کی منش
زمان و مکان اجرا : ۱۰ تیر ۱۳۹۰ خانه ی هنرمندان ایران  - تالار انتظامی – دو سانس ۱۶ و ۱۸
- جایزه ی میرزای شیرازی
نویسنده و کارگردان : مهدی کوشکی
بازیگران : مهدی کوشکی – صحرا فتحی
زمان و مکان اجرا: ۲۴ تیر ۱۳۹۰ - خانه ی هنرمندان ایران  - تالار انتظامی – دو سانس ۱۶ و ۱۸
- اعترافات غیرارگانیک
نویسندگان: اشکان جنابی – محمد زارعی
کارگردان و بازیگر: اشکان جنابی
زمان و مکان اجرا: ۷ مرداد ۱۳۹۰ - خانه ی هنرمندان ایران  - تالار انتظامی – دو سانس ۱۶ و ۱۸
- روزمره گی های زناشویی دیزالو به…
نویسنده : هاله مشتاقی نیا
کارگردان: آیدا کی خایی
بازیگر : فهیمه اَمَن زاده
زمان و مکان اجرا : ۲۱ مرداد ۱۳۹۰ خانه ی هنرمندان ایران  - تالار انتظامی – دو سانس ۱۶ و ۱۸
- من گذشته امضا
نویسنده :  یدالله رویایی
کارگردان : علی قلی پور
بازیگر : محمد رضا  نجفی
زمان و مکان اجرا: ۴ شهریور ۱۳۹۰ - خانه ی هنرمندان ایران  - تالار انتظامی – دو سانس ۱۶ و ۱۸
- پینوکیو
نویسنده و کارگردان : نسیم احمدپور
بازیگر : ناز شادمان
زمان و مکان اجرا: ۱۸ شهریور۱۳۹۰ - خانه ی هنرمندان ایران  - تالار انتظامی – دو سانس ۱۶ و ۱۸

این نوبت از کسان

نویسنده: ایثار ابومحبوب  کارگردان: حسین ذوقی   بازیگر: محمدرضا نجفی

موسیقی های اجرا: قطعه آغازین از قمرالملوک وزیری در دستگاه ابوعطا. قطعه میانی از سعدتمند قمی در دستگاه بیات اصفهان . قطعه پایانی از محمدرضا شجریان تصنیف بی همزبان از آلبوم سرو چمان کنسرت ماهور در کارلسروهه آلمان کلام جواد آذر

منشی دکتر مصدق . زمان ۲۸ مرداد ۱۳۳۲. کودتا.

از ساعات اولیه صبح ۲۸ مرداد جمعیتی از سمت جنوب به سمت مرکز شهر تهران به راه افتادند.چند ساعت پس از شروع تظاهرات، غوغاگران به پشتگرمی تانکها دفتر نزدیکان به مصدق و روزنامه‌های هوادار او را غارت کردند.ساعاتی پس از ظهر درگیریهای بین طرفداران و مخالفان مصدق به اطراف خانه او کشیده شد. عده اندکی از نظامیان وفادار به مصدق با همه توان در برابر یورش جمعیت و نظامیان حامی کودتا مقاومت کردند اما تصرف ساختمان رادیو، پایان واقعی ماجرا بود. در ساعات پایانی روز، مقاومت در اطراف خانه نخست وزیر هم شکسته شد، جمعیت خانه مصدق را غارت کردند و او از طریق بام خانه اش جان به در برد.

تمامی این وقایع از طریق مکالمات تلفنی منشی مصدق با ایشان و سایر مقامات مملکتی نقل می شود. صحنه نمایش یک میز با چند تلفن و یک دستگاه گرامافون قدیمی است و تنها بازیگر نمایش که نقش منشی مصدق را بازی می کند و وقایع این روز شوم را با تلفن لحظه به لحظه به تماشاگران انتقال می دهد.

این نمایش جمعه ۶ خرداد در تالار انتظامی خانه ی هنرمندان ایران در دومین فستیوال مونولوگ های گروه لیو اجرا شد.