11:11

نویسنده: حسن برزگر

کارگردان: رکسانا بهرام. حسن برزگر

بازیگران: عباس آبست.تورج ثمینی پور.فرخ رزمگاه.سهیل ساعی.بهار کاتوزی. پانته آ مرزبانیان

در نمایش مرز واقعیت و رویا مشخص نیست و این دو بهم می آمیزد. مردی مدام در خواب و بیداری است و فرق این دو وضعیت را نمی داند . زمانی که خواب است فکر می کند که خواب نیست.

موضوع نمایش خیلی جالب است. آیا ما خوابیم یا در واقعیت زندگی می کنیم؟ نکند ما نقش های خیالی خواب کس دیگری باشیم ؟

 این نمایش تقدیم شد به زوج عزیز و دوست داشتنی " ریما رامین فر" و " امیر جعفری" که از دیدنشان خوشحال شدم.

خدا در آلتونا حرف می زند

نویسنده: محمدابراهیمیان

دراماتورژ، طراح و کارگردان : مسعود دلخواه

بازيگران: بهزاد فراهاني در نقش پدر.محبوبه بيات در نقش مادر. حميدرضا هدايتي در نقش پسر. محمدابراهيميان در نقش سايه پدر. تقي سيف جمالي در نقش پدربزرگ.سودابه گودرزي در نقش زن زنگاري. بيژن زرين در نقش سهراب/جاسم.محسن بابايي در نقش رستم / جواد و ۱۳ نفر ديگر که ازجمله خود کارگردان هم بود.

به گفته نويسنده نمايش ، برداشتي نو و معاصر از تراژدي رستم و سهراب است. برديا، پسري که به اجبار پدر در سن نوجواني به آلمان مهاجرت کرده و در زمان نمايش دانشجوي پزشکي است ولي همواره در مورد دوران کودکي نداشته اش حسرت مي خورد. مادر و پدر برديا که روابطشان نماينده همان ويژگي هاي اغلب خانواده هااست. برخلاف تراژدی رستم و سهراب، اين بار پسر با بي توجهي باعث مرگ پدر مي شود. يا به تعبيري پدر قرباني تصميم گيري گذشته خود مي شود و با تاب نياوردن پيامد تصميمش دست به خودکشي مي زند.

مدت زمان نمایش خیلی طولانی است.۱۱۰دقیقه که می توانست خیلی کوتاه تر باشد. در کل خیلی توصیه به دیدن این نمایش نمی کنم

تهران، طهران

 

اول

دو فيلم از دو کارگردان که به زور به هم چسبوندنشون شده يک فيلم. آخه آقاي مهرجويي چطور دلت اومد اسمت کنار اين کارگردان قرار بگيره؟

قسمت اول داريوش مهرجويي که به دلم نشست . قسمت دوم که حالمو بد کرد. پيشنهاد مي شود فقط قسمت اول را ديده سپس سالن سينما را ترک نماييد. بدم مياد از اين ادا و اصول هاي يه مشت بچه که مي خوان بگن خيلي سرشون مي شه و خيلي هم کار درستند

دوم

تسويه حساب

بدترين فيلمي که از تهمينه ميلاني ديدم. لطفاً اصلاً از کنار سينماهايي هم که اين فيلم را پخش مي کنن رد نشيد. حيف وقت و انرژي که صرف ساخت اين فيلم شده

سوم

به رنگ ارغوان

يک فيلم خوب از يک کارگردان خوب، ابراهيم حاتمي کيا

اين فيلم را حتما ببينيد . فهميدم که دستگاه اطلاعاتي مملکت ما خيلي خوب کارشو بلده.

لذت مي برم از کار، کارگردان هايي که بلدند چه جوري از بازيگر بازي بگيرند و متاسفانه تعدادشون کمه. يکي از اين کارگردان هاي کار بلد همين آقاست

ياد فيلم بسيار بسيار زيباي Das Leben der Anderen 2006 افتادم.

تسخیرناپذیر

 

 

Invictus 2009

بخشي از زندگي مردي بزرگ به نام نلسون ماندلا

لطفاً از ديدن اين فيلم زيبا لذت ببريد

در مورد اين فيلم در سايت www.doctorshiri.com راجع به این فیلم پستی است به نام " وقتی بناست تسخیرناپذیرشوی " و شعری که عنوان فیلم ملهم از آن است با ترجمه ذکر شده :

خارج از تاریکی که مرا احاطه کرده است                              Out of the night that covers me,
،سیاهی مطلق چون حفره ای عمیق                Black as the pit from pole to pole,
 
سپاس می گویم هرآنچه را که خدایان به ارمغان می آورند          I thank whatever gods may be
 
برای روح شکست ناپذ یر من                        For my unconquerable soul.

  درچنگال بیدادگر روند زندگی               In the fell clutch of circumstance
هرگز فریاد شکست و زاری سر نخواهم داد.         I have not winced nor cried aloud.
 
درزد و خورد با بخت و اقبال          Under the bludgeonings of chance
سر من خونین است ولی تعظیم نمی کند.          My head is bloody, but unbowed.

  آنسوی این جایگاه تلخی ها و اشکها          Beyond this place of wrath and tears
 
علی رغم وحشت سایه ها نوری سوسو می زند    Looms but the Horror of the shade,
وباوجود تهدید خوف انگیز گذر زمان                          And yet the menace of the years
من همواره در آرامش خواهم بود.                         Finds and shall find me unafraid.

بدون اهمیت به اینکه گذرگاه تا چه اندازه باریک و تنگ است  It matters not how strait the gate,
وبدون اهمیت به اینکه درکتیبه زندگی چه کیفرهایی نگاشته شده استHow charged with punishments the scroll,
من حاکم تقدیر خویش هستم.                                  I am the master of my fate:
من فرمانروای روح خویش هستم                          
I am the captain of my soul

Precious: Based on the Novel Push by Sapphire 2009

برنده جايزه اسکار بهترين بازيگر نقش دوم

برنده جايزه بهترين فيلمنامه اقتباسي

و برنده ۶۶ جايزه و انتخاب براي ۵۴ جايزه ديگر

يک دختر ۱۶ ساله که مورد سوءاستفاده ج.ن.س.ي پدرش قرار مي گيرد و از او صاحب دو فرزند مي شود.

چند ساعت گريه من رو در آورد. اين فيلم من رو خيلي زياد متأثر کرد

با تاخیر

شام آخر  ، 
کارگردان:احمد سلیمانی  ، 
عکس:مانی لطفی زاده

شام آخر

يک نمايش بي کلام در مورد جنگ

نوشته محمدرضا کوهستانی و کارگردانی احمد سلیمانی

از ديدن اين نمايش لذت بردم

”مکاشفه در باب یک مهمانی خاموش” نوشته آتیلا پسیانی به کارگردانی رضا حداد

يک نمايش پست مدرن خيلي خيلي معمولي

”دوازده” اقتباس و کارگردانی ”منیژه محامدی”براساس متن اصلی "دوازده مرد خشمگین" اثر "رجینالد رز"

از متن نمايشنامه خوشم آمد. رويهم رفته نمايش دلچسبي بود