نویسنده: ژان کلود کری یر مترجم: اصغر نوری کارگردان: محمدرضا خاکی بازیگران: الهام پاوه نژاد در نقش مادلن فریدون محرابی درنقش اتین بهاره رهنما در نقش زن آژانس مریم سعادت در نقش زن تیمسار مسعود دلخواه در نقش موسیو آستروک مهران رنجبر در نقش موریس امیررضا وزیری در نقش تیمسار
در بروشور نمایش نوشته شده بود:
نمایشنامه ی " تراس" را ژان - کلود کری یر نمایشنامه نویس شهیر فرانسوی ، در سال 1997 نوشته است؛ این نمایشنامه پس از انتشار مورد توجه کارگردانان بسیاری قرار گرفت و تاکنون اجراهای متعددی از آن در فرانسه و سایر کشورها صورت گرفته است . این اثر نمایشی پس از اولین اجرا در تئاتر آنتوان پاریس، به عنوان یکی از بهترین نمایش های سال برای دریافت جایزه ی مولیر بهترین نمایش سال 1997 در نظر گرفته شد. " تراس" در کلیت خود نمایشگر نگاه طنز آمیز و نقادانه ی کری یر به روابط ناپایدار و شکننده ی انسان ها در جامعه است؛ روابط ناپایداری که صرفاً به خاطر منافع شخصی شکل می گیرند و چون عاری از اصالت و عشق حقیقی هستند ، بی دوام و ناپایدارند. در این اثر نمایشی ، نویسنده ضمن اشاره به تنهایی انسان ها، راه حل های موقتی ، هوس آلود و غیرمتعارف برای گریز از این تنهایی را مورد بررسی نقادانه قرار می دهد و اساساً مفهوم " عشق" ، " ازدواج"، " خانواده " و " هویت ازدست رفته" را در جوامع غربی، به شدت مورد انتقاد قرار می دهد.
در ابتدای نمایش مادلن و اتین با هم صحبت می کنند. مادلن می خواند اتین را ترک کند ولی اتین گرچه به نظر می آید که از رفتن مادلن ناراحت است ولی به هیچ عنوان سعیی در منصرف کردن مادلن نمی کند . قراراست مردی که مادلن می خواهد از این به بعد با او زندگی کند با ماشین دنبالش بیاید به همین دلیل مادلن در طول نمایش مدام پشت پنجره می رود و نگران و منتظر است. مادلن خانه را برای اجاره سپرده . زن آژانس ، پیرزنی را به خانه می آورد تا خانه را به او نشان دهد . خانه یک تراس در طبقه بالا دارد که زن آژانس به عنوان مزیت این خانه مدام اصرار دارد که تراس را به مشتریان نشان دهد. مشتری بعدی موسیو آستروک است. مسیو آستروک که انگار وارد خانه خود شده در ابتدا شماره تلفن خانه را به دوستش می دهد و از تلفن آنها استفاده می کند . مردی بیکاره که در آخر نمایش متوجه می شویم که هیچ جا ومکانی ندارد و کارش این است که روزها با این نیت که می خواهد خانه ای اجاره کند وارد خانه مردم می شود از امکانات خانه استفاده می کند . موسیو آستروک دوستی دارد به نام موریس . موریس فردی خل وضع است که وقتی پی به جدایی مادلن و اتین می برد به مادلن در جلوی اتین اظهار عشق می کند و حتی از او می خواهد که با او زندگی کند. در آخر نمایش در کمال ناباوری مردی که کل نمایش مادلن انتظارش را می کشد بلاخره پیدایش می شود. موسیو آستروک می رود . و اتین در صحنه تنها می ماند.
از آقای خاکی قبلا نمایش مرغ دریایی را دیده بودم که بسیار دلپذیر و زیبا بود. نمایش تراس یک نمایش معمولی بود .