مردی که حرف می زند
این نمایش در سالن انتظار تالار چهارسو و سایه اجرا شد. امشب ۳ تیر آخرین شب اجرای آن است. ساعت اجرا ۶ می باشد. افشین هاشمی بین شلوغی سالن انتظار که عده ای مشغول خوردن ، عده ای در رفت و آمد هستند خود را معرفی می کند و به این ترتیب نمایش شروع می شود. او می گوید که نمی خواهد این مونولوگ را اجرا کند و از این بابت از تماشاگران عذر می خواهد. عده ای معترض میشوند و علت این امتناع را می پرسند. افشین در پاسخ به این چراها ، خبری از یک روزنامه و همچنین خبری از مجله را می خواند . مردی به صورت زنی که دوست دارد اسید پاشیده است. افشین در نمایش قرار است نقش لارنس در نمایش رومئو و ژولیت را بازی کند صحنه ای که آن دو دلباخته مرده اند و لارنس قرار است با خانواده آنها گفتگو کند. افشین می گوید که نمی خواهد این نمایش دروغین و احمقانه را بازی کند. شکسپیر و چرمشیر را متهم به دروغگویی می کند و ادعا می کند که شکسپیر این داستان را نه از واقعیت بلکه از تخلیل گرفته و این داستان دروغی بیش نیست. حداقل رومئو و ژولیت های امروزی به این شکل احمقانه رفتار نمی کنند.
جالب اینجاست که تماشاگران حتی پس از پایان نمایش نیز هنوز منتظر دیدن نمایش بودند و نمایشی که شاهد آن بودند را واقعیت پنداشتند و مدام اعتراض می کردند که چرا وقتشان تلف شده است. یکی ازتماشاگران که خیلی جدی گفت که اگر فردا بیاید و همین حرف ها را از افشین هاشمی بشنود می فهمد که افشین دروغ گفته است!!! و این یک نمایش بوده که او دیده و او را شدیدا به چالش کشید . نزدیک بود دیشب بین تماشاچیان هم دعوایی اتفاق بیفتد.
من از دیدن این نمایش که به واقعیت پهلو می زد و تماشاچیان مرز میان نمایش و واقعیت را از هم تشخیص نمی دادند خیلی لذت بردم.