عشق را از عشقه گرفته اند و آن گیاهیست که در باغ پدید آید در بن درخت، اول بیخ در زمین سخت کند، پس سر برآرد و خود را در درخت می پیچد و همچنان می رود تا جمله درخت را فرا گیرد و چنانش در شکنجه کند که نم در میان درخت نماند و هر غذا که به واسطه ی آب و هوا به درخت می رسد به تاراج می برد تا آنگاه که درخت خشک شود....

و چون این شجره طیبه بالیدن آغاز کند و نزدیک کمال رسد عشق از گوشه ای سربرآرد و خود را دروپیچد تا بجایی رسد که هیچ نم بشریت درو نگذارد .... و شایسته ی آن شود که در باغ الهی جای گیرد...

شیخ شهاب الدین سهروردی(رساله فی حقیقه العشق)

***************

داره از سفر میاد اونی که دل تنگه براش

می پیچه تو گوش دل صدای آشنای پاش

میاد از یه راه دور با داغ خورشید رو تنش

شبو آتیش می زنه یه دنیا نوره تو چشاش

باورم نمیشه خورشید به تنش بوسه زده

مگه اون راه رسیدن به ماهو بلده

نه نمیشه، نه نمیشه

ماه و خورشید که به هم نمی رسن

آخه اون ماه منه به دیدن من اومده