عشق لرزه
نمایش”عشق لرزه” نوشته اریک امانوئل اشمیت به کارگردانی سهراب سلیمی
با بازی "پیام دهکردی "،" ناهید مسلمی" ،" افسانه ماهیان" ،" نسیم ادبی" و" بهناز جعفری "
دیگر نمايشهاي اریک امانوئل اشمیت "خرده جنايتهاي زن و شوهري"، "نواي اسرار آميز" و "مهمانسراي دو دنيا"، "عشق لرزه" (Le Tectonique Des Sentiments)
رابطه ديان و ريچارد که عاشقانه يکديگر را دوست مي دارند اما به واسطه غرورشان از ابراز عشق پرهيز مي کنند. دیان از سر غرورش به تقاضاي چندباره ازدواج ريچارد پاسخ منفي داده و در پاسخ مادرش که علت را جويا مي شود اظهار مي کند که درست است او پاسخ منفي مي دهد ولي ريچارد بايد پافشاري کند و جواب منفي او را جدي نگيرد. شبي ديان به واسطه افکار منفي و ترديدي که نسبت به عشق ريچارد در ذهنش پديدار شده اين موضوع را به شکلي غيرمستقيم با او مطرح مي کند. ريچارد مهر تأييدي بر ترديد ديان مي نشاند . ديان با موضوعي که از آن مي هراسيد مواجه مي شود؛ عشق ريچارد دچار تزلزل شده است و مي خواهد که شکل رابطه شان تغيير کند. به يکباره زلزله اي در درون ديان رخ مي دهد و پس از آن از سر انتقام دست به اقدامي مي زند که د نهايت موجب پشيماني شديدش مي گردد. ديان به زني خياباني، به نام الينا، پول مي دهد تا ريچارد را عاشق خود کند. عشق ريچارد و الينا شکل مي گيرد و به ازدواج ختم مي شود. پس از آن ديان حقيقت را به ريچارد مي گويد. ريچارد زندگي مشترکش را به طور موقت ترک مي گويد ولي پس از مدتي به دليل عشق واقعي الينا، دوباره تصميم به زندگي با او مي گيرد. در آخر نمايش ريچارد به ديان اعتراف مي کند که در مورد عشقش دروغ گفته، و در حقيقت عاشق ديان بوده اما به دليل غرورش، به دروغ سردي ارتباط و احساسش نسبت به ديان را تأييد نموده است. ديان از او مي خواهد که رابطه را از نو آغاز کنند ولي هم او هم ريچارد مي دانند که براي شروعي دوباره، وقتي نمانده است.
در واقع "عشق لرزه" نمايشي درباره صداقت و راستی در عشق است که از یک سو دیان، با شناخت اشتباه احساساتش آن را در مسیری اشتباه قرار داده و از سوی دیگر الینا با حسی خاص و انسانی در مسیر آن قرار میگیرد.
طراحی صحنه نمایش از یک سکوی دایره ای شکل که در میانه آن خالی بود تشکیل شده و شيب دار مي باشد. در انتهاي نمايش خواست ديان از ريچارد بازگشت به نقطه آغازين است که همه اين وقايع روي سطح شيبدار دايره اي شکل رخ مي دهد. شيب نشان از تعليق و حس تزلزل و ناامني روابط مي باشد.
بازيگران ، بازي هاي قابل قبولي را به نمايش گذاشتند ولي با اين وجود نقش هاي فرعي بهتر از نقش هاي اصلي اجرا به چشم مي آيند.