کتاب قانون

دوهفته پیش عروسی یکی از همکارانم دعوت شدم. پرواز به دلیل به حد نصاب نرسیدن مسافران کنسل شد، به جاش رفتم سینما ، چهارتا فیلم دیدم . اولیش کتاب قانون بود. خوشم اومد. اینکه در اینجا مطابق کتاب مقدسمان زندگی نمی کنیم و اگر بخوای طبق اصول ساده انسانی زندگی کنی ، اکثریت نمی پذیرند.

دومی " صداها " بود. از این یکی هم خوشم اومد. شبیه Memento 2000 البته بلاتشبیه. در حد خیلی اندک. از این نظر که از آخر فیلم می رفت اولش و بتدریج اطلاعات می داد.

سومی " دو خواهر " بود. دری وری بود.

و بلاخره چهارمی " نیش زنبور " بود. خندیدم.

اسبهای پشت پنجره.
نوشته ماتئی ویسنییک نمایشنامهنویس اهل رومانی و تبعه فرانسه.
کارگردان:روحالله جعفری
نمایشی متشکل از سه اپیزود که در همه آنها حضور یک زن، یک مرد و تصور ذهنی حضور اسب روایت می شوند و پایان هر یک از این قسمت ها ، شروع قسمت بعدی است.اسب به عنوان نمادی از حقیقت مردانگی همواره در جنگی عبث، پشت پنجرهها، مورد اشاره قرار میگیرد و مرد به عنوان تجسم واقعیت این نماد توسط زنهای نمایش تیمار میشود.